More Dimensionless...

وقتی آدم٬ آدم نباشد٬ چه فرقی می کند که چند جلد زندگی کرده یا چند فصل می خوابد یا چند سال خسته است؟...

و وقتی آدم خسته باشد٬ چه فرقی می کند که چند کیلو درس می خواند یا چند عدد فکر می کند یا چند اکتاو حرف می زند؟...

و وقتی آدم حرف نمی زند٬ چه فرقی می کند که بین چه کسانی زندگی می کند یا همسایه اش چه کسی است؟...

و وقتی همسایهء بالای سرش٬ آقای پی و خانوادهء کُروی اش (اتفاقآ در مختصات کروی٬ پی خیلی کاربرد دارد!) باشند٬ چه فرقی می کند آدم در سئول زندگی کند یا در چمران؟!...

و وقتی آدم در چمران زندگی می کند٬ چه فرقی می کند که چمران زنده باشد یا مرده؟...

و وقتی آدم قبلآ مرده باشد٬ چه فرقی می کند الان خیابان باشد یا آدم یا سیب یا ماه؟...

و وقتی ماه در آسمان نیست٬ چه فرقی می کند الان ساعت ۲:۳۰ شب باشد یا ۶ صبح یا ۳ بعد از ظهر؟...

و وقتی ساعت ۲:۳۰ شب باشد٬ چه فرقی می کند که موسیقی در گوش خودش با صدای کم پخش شود یا با صدای بلند؟...

و وقتی موسیقی٬ سکوت باشد٬ چه فرقی می کند که کلیدش فا باشد یا کلید سُل؟...

و وقتی سُل کوک نباشد٬ چه فرقی می کند که «دو» صدای «دو» بدهد یا یک صدای دیگر؟...

و وقتی آدم صدای درون و بیرونش کوکشان یکی نباشد٬ چه فرقی می کند که خنده اش صدای بغض بدهد یا ندهد؟...

و وقتی آدم بغض می کند٬ چه فرقی می کند که چند جفت دوست دارد یا چند فروند گل دارد یا چند حبّه روباه!؟!...

و وقتی آدم٬ دوستانش آدم و گل و روباه باشند٬ چه فرقی می کند خودش آدم باشد یا گل یا روباه؟...

و وقتی آدم٬ آدم نباشد٬ چه فرقی می کند که چند جلد زندگی کرده یا چند فصل می خوابد یا چند سال خسته است؟...

و وقتی آدم خسته باشد٬ چه فرقی می کند........................

/ 7 نظر / 8 بازدید
احسان

موافقم

علی

فوق العاده بود... فقط همین رو می تونم بگم...

علی

این قطعه ی Clara Rockmore هم فوق العاده است، هم به حال و هوای این روزای من خیلی می خوره... جالبه که از دیشب تا حالا 4k سنگین تر شده!

علی

حالا که آپ نکردی، اینم می تونم بگم: (گرچه تکراریه) چرا "حبه؟!" یعنی این قدر روباه ها شیرین هستن؟!!

وروجك

اين وسط شازده کوچولو يهو از کجا پيداش شد؟ با آدم و گل و روباهش؟ واقعا باهات همدردم. وقتی آدم آدم نباشه چه فرقی داره چند کيلو درس خونده چند جلد مدرک داره ...

غزاله

به علی: اهلیشون که شیرینه... ولی کلیت روباه رو نمی دونم... لابد شيرينن که واسه تبليغ «شکلات توتک!» از عکس روباه استفاده می شه ديگه!!

مجتبی

چه پستی بود... یک چیزی هست که رنج آدمها به آن مقدار آتشی که توی جمع می سوزانند نیست واقعا... رنج آدمها مال تنهایی هاشون هست... گر چه خیلی وقتها، آدم توی جمع هم تنهاست... رنج سترگ آدمها به قول کتابها... راستی... نه خسته بعد از چهار سال... ما هم دو سال دیگه می رسیم! غیر از اون حیف هم شد... کلاس زبانم که استادش یه هشتاد و دویی شریف هست، دقیقا رو جشنتون هست... (نمی دونم این حیف شد رو واسه کدوم گفتم! چون شاید در کمال ناباوری :دی، کلاسو پیچوندم! بستگی به وسوسه ی همون لحظه داره)