از اين سو و آن سو...

دیشب عروسی پسرخالهء بزرگم بود... حرف برای گفتن زیاد است٬ اما به ذکر چند نکته بسنده می کنم...

  • دیشب فهمیدم ما چقدر فامیل داریم که من هیچ کدامشان را نمی شناسم ولی گویا آنها مرا می شناسند!
  • اعتقادات برخی مردم واقعآ خیلی جالب است!
  • تناقض در تک تک رفتارها... گاهی حتی فکر کردن به این موضوع دردناک است...
  • فقط و فقط داماد٬ اگر و تنها اگر شب عروسیش باشد٬ بر همهء جهانیان محرم است!

پ.ن ۱ : مدتی است که همان گروهی که در تعطیلات عید و در ضمن دید و بازدید به تفریحات سالم می پرداختند٬ به شدت وارد بحثی روان شناسانه پیرامون تیپ های شخصیتی شده اند.

ریشهء این بحث٬ در اصل فعالیت های روان شناس مشهور سوئیسی٬ کارل یونگ و تحقیقات دو تن از شاگردان وی است. به همین دلیل این روش تیپ شناسی با عنوان Jung- Myer/Briggs Test شناخته می شود. ( یا همان MB Test )

دسته بندی این تست٬ بر مبنای چهار بُعد اصلی شخصیتی است که شانزده تیپ متفاوت از ترکیبات این چهار عنصر به دست می آید. چهار بعدی که به آنها اشاره شد عبارتند از:

Introvert/Extravert

Sensor/Intuitive 

Thinker/feeler

Judger/Perceiver

به این ترتیب ۱۶ تیپ به وجود می آید که با اولین حرف موارد ذکر شده نشان داده می شوند. مثلآ تیپ E N T P : Extroverted iNtuitive Thinking Perceiving

در نوع اینترنتی این تست ( که چندان هم دقیق نیست ) ابتدا مشخص می شود که مثلآ شما I (درونگرا) هستید یا E (برونگرا)؛ بعد می گوید که اگر I هستید٬ چقدر I بودنتان مطلق است.

سایر تیپ های شناخته شدهء این تست٬ قابل انطباق با ۹ تیپ شخصیتی Enneagram ( یکی دیگر از سیستم های معروف روان شناختی شناساگر تیپ شخصیتی ) هستند.

من یک شخصیت I N F P با درصد I بسیار بالا هستم! عنوان این تیپ در این سیستم « The Idealist » قید شده است. INFP در تیپ ۴ سیستم enneagram قرار می گیرد. پیشتر که تست enneagram را داده بودم نیز تیپ ۴ شناخته شدم. عنوان تیپ ۴ در enneagram با عبارت « The Artist » بیان شده است.

دامنهء این بحث در بین افراد گروه ذکر شده٬ به حدی است که حتی در عروسی دیشب٬ اعضای این گروه همدیگر را با اسامی زیر صدا می کردند:

دخترخاله با E زیاد !

دخترخالهء ۱۰۰٪ I بدون ناخالصی !

پسرخالهء INFJ  تعریف نشده !

پسرخالهء I/E N T P/J !

دخترخالهء چند تیپه !

پسرخالهء خوش تیپ !!

و ...

غیر خودی ها نیز با عنوان هایی از قبیل « ES سانان! » ٬ « F صفت! » ٬ « E ِخود I بین! » و ... شناخته می شدند!

پ.ن ۲ : شخص محترمی عبارت «خصوصیات گاو» را در گوگل search کرده و به اینجا آمده! 04.gif

پ.ن ۳ : نمی دانم چرا ناگهان یاد این افتادم که در دبیرستان با ماژیک سبز روی تخته می نوشتیم: « این قرمزه٬ هر کی اینو سبز می بینه کور رنگی داره! »

پ.ن ۴ : گاهی به آینده ای فکر می کنم که دیگر مدت هاست در این وبلاگ تخته شده است و... خودم را به جای غزالهء زمان آینده می گذارم و سعی می کنم تصور کنم با یاد آوردن اینجا ( و همچنین وبلاگ های سایر دوستان ) و کامنت ها و... چه احساسی بهم دست می دهد... نمی دانم٬ اما بعد از این افکار دلم خیلی می گیرد...

پ.ن ۵ : موزیک وبلاگ٬ ۵ دقیقهء اول آهنگ NOMADE ساختهء Henry Torgue و Serge Houppin است.

/ 6 نظر / 25 بازدید
علی

در مورد پی نوشت 4 ات: در این مورد منم مثل تو ام. البته نه دقیقا در این مورد. منظورم در مورد "بنای دلتنگی گذاشتن قبل از جدایی" یه. همیشه قبل از این که از جایی برم، یا از کسی دور بشم، از فکر این که روزی قراره برم، یا دور بشم، دلتنگ میشم... خیلی بده، نه؟!

علی

به نظر من " cpu از چه اجزای تشکیل شده است" جالب تر از "خصوصیات گاو" بود!

غزاله

آره... واقعآ بده... حتی خوشی های آدم هم همیشه با يه غم عميق همراهه... کاش می تونستم(یم) خاطرات آينده رو فراموش کنم(یم)!... الان که دوباره به ليست موارد سرچ شده نگاه کردم ديدم «تمرین هایی برای زیبا کردن شکم» از هر دوی اينها جالب تره!!!!

علی

سلام خوبين؟ وبلاگت خوبه يعنی وقتی مطالعه می کنم وبلاگت و احساس خوبی دارم موفق باشی علی جعفری

پيام

گاهی آن چنان با ديگران می جوشم که در E بودن ۱۰۰ به نظر می رسم٬ در حالی که ديوارهای حريم شخصی ام در واقع بسيار از خودم دور است... گاهی آن چنان می انديشم که از هر احساس کردنی لرزاننده تر و شکننده تر است... گاهی شهودم حواس پنج گانه ام را هم می جنباند... و گاهی علی رغم تلاشی که برای قضاوت نکردن دارم٬ نمی توانم در مورد چيزی بی طرف بمانم...

غزاله

به علی جعفری: ممنونم٬ لطف دارید به پيام: خوب هيچ آدمی مطلقآ E , I , T , F , ... نيست... البته یک چیز هم هست؛ مثلآ «جوشيدن با ديگران» به معنی برونگرا بودن نيست... ممکن است يک آدم خيلی خجالتی و کم حرف باشد٬ اما شخصيتی برونگرا داشته باشد... به اين معنا که در حالت کلی نمی تواند از «تنهايي» لذت ببرد. درصد بیشتر انرژیش را از بودن در جمع می گیرد... نکتهء مهم ديگر در برون گرايی اين است که فرد تا چه حد درونيات خود را در جمع رو می کند... ممکن است شخصی به شدت با ديگران بجوشد و با همه گرم بگيرد و خيلی هم حرف بزند... اما «درونش» را هر جايی و در هر جمعی باز نکند... درونگرا و برونگرا بودن به نظر من جنبهء کاملآ درونی دارند... خود انسان اين ویژگیش را به خوبی می تواند تشخیص دهد...