هر دم از اين باغ بری می رسد...   

این خبر را بخوانید... مطلب مربوط به تیتر اصلی روزنامهء کارگزاران روز سه شنبه (۱۳ شهریور) است... با خواندن این مطلب٬ احساس کردم دارم بخشی از یک کتاب داستان کودک را می خوانم... لحن سخن در همان حد است...  پارگراف چهارم این خبر را عینآ نقل می کنم:

« احمدی‌نژاد با بیان این مطلب گفت: ان‌شاالله یک روزی بشود که من خاطرات خود را از آن روزها بیان کنم و تاریخ را در این زمینه بگویم. وی افزود: روزهایی بود که از داخل٬ برخی چه فشارهایی را به ما می‌آوردند که در این زمینه کوتاه بیایید وگرنه جنگ می‌شود و مسائلی چنین را مطرح می‌کردند. من در بعضی از جلسات به این دوستان می‌گفتم که من یک مهندسم و مسائل را تحلیل و استدلا‌ل می‌کنم، به آنها می‌گفتم که دشمنان جرات جنگ کردن با ما را ندارند. برخی حرف من را زیر سوال می‌بردند ولی من برای آنها دو دلیل می‌آوردم؛ اول اینکه به آنها می‌گفتم من مهندسم، اهل حساب و کتاب هستم، جدول می‌کشم، ساعت‌ها فرض‌ها را می‌نویسم، رد می‌کنم، استدلا‌ل می‌کنم و با استدلا‌ل برنامه‌ریزی می‌کنم و به پیش می‌روم، آنها قادر نیستند برای ایران مشکلی ایجاد کنند. رئیس جمهور درباره دومین دلیل‌اش نیز گفت: دومین دلیلی که من برای آنها می‌آوردم این بود که من حرف‌های خداوند را باور کرده‌ام. خداوند گفته است کسانی که در راه درست حرکت می‌کنند پیروز می‌شوند. رهبر عزیز ایران ایستاده‌اند و حرف خداوند را گوش می‌کنند و قبول دارند. شما چه دلیلی دارید که خداوند به وعده‌هایش عمل نکند. ‌»

یادآوری: «احمدی نژاد» رئیس جمهور کشورمان است.

پیشنهاد ۱: شعر « اِ اِ اِ اِ مهندس! چرا بنزین تموم شد!؟!...» در بخش های مختلف سخنرانی دکتر (مهندس) به عنوان موزیک متن پیشنهاد می شود.

پیشنهاد ۲: مصراع دوم شعار مشهور «آمریکا در چه فکریه؟!» از «ایران پر از بسیجیه!» به «ایران پر از مهندسه!» تغییر یابد... برای رعایت بهتر اصول قافیه٬ پیشنهاد می شود کل شعار٬ با گویش اصفهانی ادا شود: «آمریکا در چه فکریــِس!؟  ایران پر از مهندسـِس!»

نکته: در منطقه کدام کشور به اندازه ما الهام بخش است؟!

تذکر: جدآ حیف که احمدی نژاد همین صحبت ها را با لهجهء مصطفی چراغی ادا نمی کند... وگرنه از لحاظ مفهوم تفاوت شایانی ندارد... 

لینک