The Game ...   

بله ... ما نیز خواسته یا ناخواسته وارد بازی شدیم ... دو بار ! ... توسط علی و مینا ...

از آنجایی که تعداد خوانندگان وبلاگ من سر به آسمانها می گذارد و می دانم همه به شدت کجکاو و راغب به دانستن ۵ نکته ء احیانآ جالب در مورد من هستند ٬ این عزیزان را بیش از این در انتظار نمی گذارم و به ذکر نُکت می پردازم ...

۱) در اولین کنسرت گروهی - که با بچه های اُرف اجرا کردیم - کودکی ۶ ساله و در عین حال ٬  نوازنده ء Drums بودم !! 

۲)  هنگامی که برای اولین بار دست نوشته هایم به صورت Public مورد استقبال قرار گرفت ٬  کلاس سوم دبستان بودم ... در آن هنگام به طور جدی و با پشت کار فراوان به نوشتن چند جلد کتاب داستان ( تصاویر داستان هم خودم می کشیدم ! ) پرداختم و حتی در انتهای کتابهایم قیمت نیز درج کرده بودم !! ( قیمت ها حداکثر ۱۰ تومان بود !! ) که البته در آن سنین ٬ پول گرفتن برایم بسیار سخت و غیر قابل قبول بود ! و بنا بر این همهء کتابهایم ٬ به صورت رایگان در میان ملت متقاضی پخش شد ! ... استقبال و تشویقات به قدری بود که من جامیزم را به کتابخوانه ای تحت عنوان «اورانوس» تبدیل کردم ! ( بله !  آن دوران هم not of this earth بودم ! )

۳ ) سال سوم دبیرستان ٬ در فرزانگان به انتخاب «ترین»ها پرداختیم ؛ اصل مدارک هم موجود است ! ....... عنوان هایی که من کسب کردم به شرح زیر است :

  • موسیقی ترین
  • خلاق ترین
  • روان پریش ترین !
  • هنرمند ترین
  • تأخیر ترین
  • تکنولوژی ترین
  • عربی ترین !!
  • جالب ترین ( هر چی فکر کردم نفهمیدم چه چیز جالبی ممکنه در من دیده شده باشه )
  • ترین ترین !

۴) این جانب ٬ شب های قبل از زلزلهء بم ٬ آخرین زلزله ای که در تهران خودمان هم احساس شد و همچنین سونامی ٬ خوابشان را دیدم ! ... می خواهید باور کنید ٬ نمی خواهید هم نکنید ! ... از نزدیک ترین شاهدان این قضیه ٬ مادرم می باشد ٬ که خوابم را قبل از وقوع هر ماجرا برایش تعریف کرده بودم ! ...  یکی از اقوام که او نیز کم و بیش از جریانات با خبر بود ٬ این موضوع را یاد آور شدند که گاو و گوسفند و حیواناتی از این قبیل ٬ پدیده هایی مثل زلزله را دقایقی قبل از وقوع حس می کنند ٬ پیش آگاهی من را نیز موردی مشابه برشمردند !

۵) من تا به حال در عمرم  به صورت Direct ٬ کَره نخورده ام ! ... البته به طور مثال در بعضی غذاها به جای روغن ٬ از کره استفاده شده است ٬ انها را نمی شود کاری کرد ... اما مزهء خود کره را نمی دانم ! ... احتمالآ خیلی بد است !

 

...

این پنج مورد ٬ شاید احمقانه ترین مواردی بود که می شد گفت ! ... به هر حال در حال حاضر اولین پنج موردی که به ذهن شلوغ و به هم ریخته و آشفته ام آمد را نوشتم ... و فعلآ حوصلهء ویرایش یا احیانآ پاک کردنشان را ندارم ...

موارد بسیاری در زمینه های متعدد و در دوران متعدد وجود دارد که ترجیح می دهم نیمی از انها را کلآ بازگو نکنم ... از آن نصف دیگر هم مقادیری خصوصی است و مواردی هم دلیلی ندارد در ملاء عام بیان شود ! ... مقادیر باقیمانده ٬ شاید در صورت استقبال ٬ در آینده نقل شود ...

بله ... لینک های وبلاگ من به زور به ۵ تا می رسد ! ... در نتیجه با اظهار شرمندگی و عرض پوزش قبلی ٬ بنده معذورم برای امتداد بازی ٬ از حلاج وشان ٬ خاموشی دریا و وروجک دعوت به عمل بیاورم !

 

لینک